داستان های جذاب و خواندنی

داستان های جذاب و خواندنی
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان داستان های جذاب و خواندنی و آدرس mahdi128.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





یه روز یه دختره یه پسره رو تو خیابون می بینه خیلی ازش خوشش می اد هر کاری می که دل پسره رو بدست بیاره بسره محل نمی ده فکر می کنه همه دخترا مثل همن از داستانا شنیده بود که دخترا بی وفان  خلاصه سه چهار روز می گذره کم کم پسره دل می بنده به دختره با هم دیگه دوست می شنو این دوستی می کشه به یک سال دو سال سه وچهار سال همین طوری باهم بزرگ می شن بعد از این همه سال که باهم دوست بودن پسره به دختره می گه چقدر دوسم داری؟

دختره ساکت می شه بعد یه مدت می گه فکر نکنم اندازهای داشته باشه پسره می گه مگه می شه؟می شه عشقتو دوست نداشته باشی؟می گه نه نکه دوستت ندارم اندازه نداره دختره از پسره می پرسه توچی؟تو چقدر منو دوست داری؟پسره هم ساکت می شه بعد یه مدت می گه خیلی دوست دارم بیشتر از اون چیزیکه فکرشو بکنی روز ها می گذره شب ها می گذره پسره یه فکری به نظرش می رسه می خواد این فکرو عملی کنه می خواست عشق خودشو امتحان کنه تا این که یه روزی می ره پیشش می گه من یه بیماری دارم فکر نمی کنم تا چند روز دیگه بیشتر زنده بمونم راستی اگه مردم چیکار می کنی؟دختره اشگ تو چشماش جمع می شه می گه این حرفا چیه می زنی؟دوست ندارم دیگه بشنوم.خلاصه حرفو عوض می کنه می گه توچی؟توکه مردی منم می میرم فکر می کنی خیلی اسونه بدونه تو بودن پسره می گه نه بگو حالا دختره می گه نمی دونم چیکار می کنم ولی اگه من مردم چی؟پسر بهش می گه امتحانش مجانیه اگه تو مردی بهت می گم چیکار می کنم.خلاصه این اتفاق می افته پسره یه نقشه می کشه که یه قتل الکی رخ بده تا این که به نظرش برسه الکی خودشو به کشتن بده تا ببینه اون دختر چی کار می کنه یه تشیح جنازه برا پسره می گیرنو دفنش می کنن پسره می رو یجا پنهان می شه می بینه دختره یه شاخه گل رز قرمز میاره میندازه و می ره تا این که می بینه هیچ توجه ای بهش نکرد دختر با کس دیگه ای رفته.خیلی غم گین شده بود. دنیاش خیلی بی رنگ شده بود تا این که یه روزی دختره تصادف می کنه می میره دختره رو دفن می کنن هیچ کس سر مزارش نبود پسره بایه دسته گل یاس سفید می یاد سر مزارش می گه یادته ازم  پرسیدی اگه بمیری چیکار می کنم این کارو می کنم تمام یاس های سفید رو با خون خودم قرمز می کنم...منم کنارت می مونم.



نظرات شما عزیزان:

kimiya
ساعت19:12---14 ارديبهشت 1392
عاليه حرف نداره
پاسخ:خیلی ممنون


fateme
ساعت15:27---14 ارديبهشت 1392
سلام .ممنون که بهم سرزدی ونظردادی وب توهم خوبه خوشحال شدم بازم ازین کارابکن داداش.بای تاهای

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:
[ شنبه 14 ارديبهشت 1392برچسب:, ] [ 15:4 ] [ مهدی رضایی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ...
آبان 1394 تير 1394 خرداد 1394 ارديبهشت 1394 فروردين 1394 بهمن 1393 دی 1393 آذر 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهريور 1393 مرداد 1393 تير 1393 خرداد 1393 ارديبهشت 1393 فروردين 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهريور 1392 مرداد 1392 تير 1392 خرداد 1392 ارديبهشت 1392
امکانات وب